فیلم «غبار میمون» با ادعای ورود به ژانر سیاسی–امنیتی و جاسوسی روی پرده چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر آمد، اما نتیجه نهایی اثری آشفته، شعاری و بهمراتب پایینتر از استانداردهای سینمایی است؛ فیلمی که نه تعلیق میسازد، نه روایت منسجم دارد و در نهایت به یک کمدی ناخواسته تبدیل میشود.
به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، «غبار میمون» از همان دقایق ابتدایی با مشکل اساسی روایت مواجه است. تدوین آشفته و پرشهای بیمنطق بین سکانسها، باعث میشود خط داستانی مشخصی شکل نگیرد؛ گویی چند سکانس نامرتبط بدون طراحی روایی کنار هم چسبانده شدهاند. این بیانسجامی، مخاطب را سردرگم میکند و اجازه شکلگیری ارتباط احساسی یا فکری با داستان را نمیدهد.
فیلم تلاش دارد یک تریلر سیاسی–امنیتی باشد، اما خیلی زود در دام کلیشههای مصرفشده میافتد. دیالوگها بهجای پیشبرد روایت، به شعارهای مستقیم و ایدئولوژیک تبدیل میشوند؛ در حالیکه اساس ژانر جاسوسی بر تعلیق، غافلگیری و روایت چندلایه استوار است، نه توضیح و شعار.
شخصیتپردازی نیز قربانی همین آشفتگی ساختاری میشود. شخصیتها در میان کاتهای سریع و تغییر مداوم فضا گم میشوند و منطق روایی در بسیاری از نقاط مخدوش است. غیرواقعی بودن موقعیتها و تصمیمهای شخصیتها، فرصت همذاتپنداری را از مخاطب میگیرد و فیلم را از باورپذیری دور میکند.
حتی اگر فیلمنامه بر پایه پژوهش و ایدهای جدی شکل گرفته باشد، نحوه ارائه آن بهقدری پیچیده، خشک و نامفهوم است که «غبار میمون» بیشتر به یک مستند پژوهشی سرد شباهت پیدا میکند تا یک فیلم سینمایی داستانگو.
در مجموع، «غبار میمون» نمونهای روشن از سرمایهگذاری اشتباه روی ایده و فیلمساز اشتباه است؛ اثری که نه سرگرمکننده است، نه متقاعدکننده و نه حتی قابل دفاع در چارچوب ژانر سیاسی–امنیتی. فیلمی که شاید اگر هرگز به اکران عمومی نمیرسید، ضررش کمتر بود.

درباره فیلم
این فیلم روایتگر داستان یک نیروی ارشد امنیتی است که متوجه میشود «ایمانوئل» ــ دانشمند علوم شناختی و منبع اطلاعاتی او ــ توسط سرویس بیگانه شناسایی شده و ناچار به عزیمت به کشوری ثالث میشود.
در «غبار میمون» بازیگرانی چون علی دهکردی، پژمان بازغی، سیدمهرداد ضیایی، کامران تفتی، پیام احمدینیا، بیاینا محمودی، ارسلان قاسمی، لیلا زارع و بهار نوحیان ایفای نقش کردهاند.
انتهای پیام/