تأکید محمدرضا زنوزی، مالک باشگاه تراکتور، بر مسائل قومیتی و تهدید به کنار کشیدن این تیم از لیگ برتر پس از توقف مقابل شمسآذر، بار دیگر این پرسش را در فوتبال ایران مطرح کرد که آیا حاشیهسازی و دامن زدن به دوگانههای قومی، راهحل ناکامیهای مقطعی در مستطیل سبز است یا خود بخشی از مشکل؟
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران پویا، محمدرضا زنوزی، مالک باشگاه تراکتور، شامگاه گذشته پس از دیدار این تیم مقابل شمسآذر که با از دست رفتن دو امتیاز همراه بود، در برنامه «شبهای فوتبالی» حضور یافت و با متهم کردن عوامل مختلف، از زمین مسابقه گرفته تا شرایط کلی فوتبال، حتی تهدید به کنار کشیدن تراکتور از لیگ برتر کرد.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که تراکتور تا چند هفته پیش صدرنشین جدول بود و همین اواخر نیز در جام حذفی موفق شد پرسپولیس را در تبریز شکست دهد. در آن مقاطع، نه خبری از اعتراض بود و نه صدایی از نارضایتی شنیده میشد؛ گویی همهچیز به کام مالک، مدیران و مجموعه باشگاه پیش میرفت. فراموش نکنیم که تراکتور فصل گذشته نیز با قهرمانی به کار خود پایان داد و با همین پشتوانه وارد فصل جدید شد.
نکته قابل تأمل آنجاست که زنوزی در بخش پایانی برنامه، با بغض و گلایه مقابل دوربین ظاهر شد و همین تصویر برای او حامیانی تازه فراهم کرد؛ در حالی که او بهخوبی در جریان است فوتبال ایران پیش از این نیز بحرانهایی بهمراتب جدیتر را تجربه کرده است. نمونه روشن آن، ماجرای طولانی شدن رأی علیرضا بیرانوند در فصل گذشته بود؛ موضوعی که اعتراض گسترده پرسپولیسیها را در پی داشت و حتی رضا درویش، مدیرعامل وقت این باشگاه، صراحتاً اعلام کرد در صورت صدور رأی به نفع بیرانوند استعفا خواهد داد. با این حال، آن رأی ماهها در فدراسیون معطل ماند و فضای احساسی فوتبال را به سمت رفتارهای ناپسند سوق داد. هرچند توهین و فحاشی در هر شرایطی محکوم است و هیچ توجیهی ندارد، اما واقعیت این است که گاهی خودِ مدیران با رفتار و گفتارشان، مسیر بروز چنین واکنشهایی را هموار میکنند.
اما جنجالیترین بخش صحبتهای زنوزی، تأکید مکرر او بر مسائل قومیتی بود؛ جایی که از یک سو بر «ایران و ایرانی بودن» تأکید میکند و از سوی دیگر، پیوسته از ترکزبانها سخن میگوید و تلویحاً از «حقخوری» علیه آنان حرف میزند و بحث شهرستانی و تهرانی بودن را پیش میکشد. این در حالی است که ترکزبانهای این کشور تنها هوادار یک تیم خاص نیستند و در میان آنها، طرفداران پرسپولیس، استقلال و دیگر تیمها نیز حضور دارند. اقوام ایرانی همواره بخشی محترم و جدانشدنی از این سرزمین بودهاند و تاریخ معاصر، بهویژه دوران دفاع مقدس، سرشار از نامها و نمادهای ترکزبانی است که برای ایران جانفشانی کردهاند. اگر زنوزی به این تاریخ توجه کند، بهتر است بیش از هر چیز به خطمشی و منش افرادی چون شهید مهدی باکری پایبند باشد.
این دوگانگی در گفتار و رفتار، جامعه فوتبال را دلزده میکند؛ نه هوادارانی که همواره و در هر شرایطی حامیاند، بلکه آن بخش از افکار عمومی که خیر و صلاح فوتبال را میخواهند. تهدید به ترک لیگ برتر، بیش از آنکه تصمیمی عملی باشد، ابزاری برای فشار و امتیازگیری است؛ آن هم در شرایطی که تراکتور ملک شخصی نیست، بلکه متعلق به میلیونها هوادار است. هنوز خاطره باغشمال و روزهایی که تراکتور در تبریز حریفی هراسانگیز برای همه تیمها بود، از یاد نرفته است.
اینکه در روزهای پیروزی و صدرنشینی، خبری از گلایه نیست اما بلافاصله پس از چند نتیجه ضعیف، زمین و زمان مقصر معرفی میشوند، در شأن مالک باشگاهی با ادعای فرهنگسازی نیست. تراکتور با این بازیکنان و کادر فنی، بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد، نه جنجال. حضور چهرههایی مانند خداداد عزیزی که در برنامه زنده از ادبیات زننده استفاده میکند، سپس در ورزشگاه و حتی بیرون از آن رفتارهای ناپسند از خود نشان میدهد و در نهایت با بیانیه حمایتی باشگاه مواجه میشود، نشانه مسیری است که بعید است مورد قبول هواداران واقعی فوتبال در تبریز و افکار عمومی باشد.
طرح ادعای «مهندسی داوری»، خطاب قرار دادن داوران با عناوینی خاص و کشاندن پای مسائل قومیتی به فوتبال، نه به نفع تراکتور است و نه به سود فوتبال ایران. فوتبال برای لذت و همدلی است، نه نفرتافکنی. پناه بردن به حاشیهها پس از نتیجه نگرفتن، نه در شأن باشگاه تراکتور است و نه در اندازه کسی که از حضور در جبههها و دفاع از این سرزمین سخن میگوید.
جناب زنوزی؛
اگر باکری نشدی، دستکم خودت باش؛
اما مسئولانه، منصفانه و به دور از دوقطبیسازی.
انتهای پیام/